جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             حدیث روز

قال الرسول الله (ص) :لو ان الریاض اقلام و البحر مداد والجن حُساب والانسُ کُتّاب؛ما احصوا فضایل علی بن ابیطالب علیهم السلام


اگر تمامی باغ ها؛قلم و دریاها مرکب ؛و همه اجنه حسابگر و همه انسانها نویسنده باشند ؛قادر نخواهند بود فضایل علی بن ابیطالب(ع) را بشمارند.


-- مناقب خوارزمی
             عناوین
· تمام عناوین
· ماه محرم (چهارشنبه، ۱۸ دی ۱۳۸۷)
· متفرقه (سه شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۸۹)
· ولایت (یكشنبه، ۰۱ آذر ۱۳۸۸)
· پیامبر اکرم(ص) (چهارشنبه، ۲۱ بهمن ۱۳۸۸)
· امام هادی(ع) (شنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۷)
· امام کاظم(ع) (سه شنبه، ۱۵ تیر ۱۳۸۹)
· امام باقر(ع) (دوشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۸۹)
· امام جواد(ع) (یكشنبه، ۲۳ تیر ۱۳۸۷)
· امام حسن عسکری(ع) (چهارشنبه، ۲۶ فروردین ۱۳۸۸)
· امام حسن(ع) (سه شنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۸۸)
· امام حسین(ع) (دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۹)
· امام رضا(ع) (دوشنبه، ۲۶ بهمن ۱۳۸۸)
· امام زمان(عج) (دوشنبه، ۰۴ مرداد ۱۳۸۹)
· امام سجاد(ع) (جمعه، ۱۸ مرداد ۱۳۸۷)
· امام صادق(ع) (چهارشنبه، ۰۱ آبان ۱۳۸۷)
· امامت (دوشنبه، ۰۹ فروردین ۱۳۸۹)
· اهل بیت (یكشنبه، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۹)
· ادعیه و زیارات (جمعه، ۰۲ فروردین ۱۳۸۷)
· تبرّی (شنبه، ۱۵ خرداد ۱۳۸۹)
· حضرت زهرا(س) (چهارشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۹)
· حضرت علی(ع) (سه شنبه، ۰۹ شهریور ۱۳۸۹)
· سقیفه و غاصبین (سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷)
             منوی اصلی
· خانه
· مقالات
· آمار مشاهدات
· لیست برگزیده
· گالری
· تقویم شیعه
· کتابخانه
             غدیر
· خطابه ی غدیر
             امامت
· اثبات امامت
· امامت (کامل بهایی)
· نسخه pdf دلائل امامت
             ثبت نام در برکه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو برکه نامه
             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             کاربران حاضر
فعلا:
3 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.

مناسبت نامه: السلام علیک یااباعبدالله
در تاریخ دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۹ توسط Admin

امام حسین(ع)

فرارسیدن میلاد با سعادت سید و سالار شهیدان، آقا و سرور جوانان اهل بهشت مبارک.

ولادت امام حسین علیه السّلام و مراسم ولادت او

امام حسین علیه السّلام در شب پنجم ماه شعبان سال چهارم هجرت و به قولى در روز سوم شعبان سال سوم هجرت به دنیا آمد و به قول دیگر آن حضرت در اواخر ماه ربیع الاوّل سال سوم متولّد شد، و اقوال دیگرى نیز گفته شده است.

تسلیت فرشتگان مقرّب‏

هنگام تولّد امام حسین علیه السّلام در همه آسمانها، فرشته مقرّبى باقى نماند مگر اینکه به محضر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم آمدند و سلام عرض کردند، و به آن حضرت در مورد مصیبت حسین علیه السّلام تسلیت گفتند و آن حضرت را به پاداش عظیمى که عوض شهادت حسین علیه السّلام به او داده خواهد شد با خبر کردند، و تربت قبر امام حسین علیه السّلام را به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم نشان دادند. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم در این هنگام چنین نفرین کرد:
اللّهمّ اخذل من خذله، و اقتل من قتله، و لا تمتّعه بما طلبه‏
خدایا! خوار گردان کسى را که حسین علیه السّلام را خوار کند، و قاتلش را بکش، و او را به مقصودش نرسان.

هنگامى که امام حسین علیه السّلام دو ساله شد، براى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم مسافرتى پیش آمد، ناگهان در یکى از رهگذرها ایستاد و در حالى که اشک از چشمانش سرازیر مى‏شد گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» یکى از حاضران از علّت ناراحتى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم پرسید، آن حضرت فرمود: «این جبرئیل است که از زمینى که در کنار فرات به نام کربلا است به من خبر مى‏دهد که فرزندم حسین علیه السّلام در آن کشته مى‏گردد.» شخصى پرسید: اى رسول خدا! چه کسى آن حضرت را مى‏کشد؟
فرمود: «مردى که نامش یزید است، گویى به قتلگاه و مرقد حسین مى‏نگرم.» پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم به سفر خود ادامه داد و پس از مدّتى غمگین بازگشت، مردم در مسجد اجتماع کردند، پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم بر فراز منبر رفت، در حالى که حسن و حسین علیهما السّلام در پیش رویش بودند، خطبه خواند، پس از خطبه، دست راستش را بر سر حسن علیه السّلام و دست چپش‏ را بر سر حسین علیه السّلام نهاد، سپس سرش را به سوى آسمان بلند کرد و عرض کرد: «خدایا! محمّد بنده و رسول تو است، و این دو پاکترین خاندان من و برترین افراد خانواده و شجره من هستند، این دو را بعد از خود در میان امّتم به یادگار مى‏گذارم. جبرئیل به من خبر داد که این پسرم (حسین علیه السّلام) کشته و واگذاشته مى‏شود، خدایا! کشته شدن در راه خدا را براى او مبارک گردان، و او را از سادات و سروران شهیدان قرار بده. خدایا! به قاتل و خوارکننده او برکت نده.» همه حاضران با صداى بلند، زار زار گریستند، پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم به آنها فرمود: « أ تبکون و لاتنصرونه‏ ، آیا گریه مى‏کنید، ولى او را یارى نمى‏کنید؟» سپس پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم در حالى که رنگش برافروخته و چهره‏اش سرخ شده بود (به فراز منبر) بازگشتت و در حالى که سرشک اشک از چشمانش سرازیر بود خطبه کوتاه دیگرى خواند، و فرمود:
«اى مردم! من در میان شما دو یادگار گرانقدر مى‏گذارم که عبارتند از: کتاب خدا و عترتم یعنى اهل بیتم و آنان که اساس سرشتشان از من است، آنان که وجودشان با آب و گل زندگى من آمیخته شده، و میوه من هستند، و این دو (قرآن و عترت) از همدیگر جدا نگردند تا در کنار حوض کوثر قیامت بر من وارد گردند، من در انتظار دیدارشان به سر مى‏برم، و من از شما جز آن را که پروردگارم خواسته و به آن امر فرموده نمى‏خواهم و آن مودّت و دوستى نزدیکان و خویشان من است خوب متوجّه باشید به گونه‏اى با آنها رفتار کنید که مبادا فرداى قیامت در کنار حوض کوثر، با وضعى با من ملاقات کنید که با آنها دشمنى کرده باشید و آنها را کشته باشید.»
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم به دنبال گفتار قبل فرمود: آگاه باشید! در روز قیامت سه پرچم، با هوادارانش از همین امّت بر من وارد مى‏گردند:
1- یکى از آن پرچم‏ها سیاه و تاریک است که فرشتگان از آن وحشت کنند، هواداران آن پرچم در روبروى من مى‏ایستند، به آنها مى‏گویم: شما کیستید؟
آنها که مرا فراموش کرده‏اند مى‏گویند: ما یکتاپرست از عرب هستیم.
به آنها گویم: من پیامبر عرب و عجم هستم.
آنها گویند: اى احمد! ما از امّت تو هستیم.
به آنها گویم: شما پس از من با اهل بیت و عترتم و کتاب پروردگارم چگونه رفتار کردید؟
آنها مى‏گویند: اما قرآن را ضایع نمودیم، و در مورد عترت تو، حرص و ولع داشتیم که آنان را از صفحه روزگار براندازیم.
من از آنها روى مى‏گردانم، و آنها با شدّت تشنگى و جگر سوخته و روى سیاه از من دور مى‏شوند.
2- سپس پرچم دیگرى با هوادارانش بر من وارد مى‏شوند که سیاه‏تر و تاریکتر از پرچم قبل است، به هواداران آن پرچم مى‏گویم:
«شما بعد از من با دو یادگار گرانقدرم، یادگار بزرگ و کوچک، قرآن و عترتم چگونه رفتار کردید؟»
آنها مى‏گویند: اما در مورد یادگار اکبر (قرآن) با آن مخالفت کردیم، در مورد یادگار اصغر (عترت) آنها را خوار نمودیم، و به طور کامل پاره پاره‏اش نمودیم.
به آنها گویم: از من دور گردید، آنها با شدّت تشنگى و با جگر سوخته و روى سیاه از من دور گردند.
3- سپس پرچم دیگرى با هوادارانش بر من وارد شوند که هم پرچم و هم هوادارانش نورانى و درخشان هستند، به آنان گویم: شما کیستید؟
آنها در پاسخ گویند: «ما یکتاپرست و اهل تقوا، و از امّت محمّد و باقیمانده حق پرستان هستیم، کتاب خدا را دریافتیم، حلالش را حلال و حرامش را حرام شمردیم، و خاندان محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم را دوست داشتیم و از آنان با همه امکاناتى که براى یارى خود داشتیم یارى نمودیم، و همراه آنها با دشمنانشان جنگیدیم.» به آنها گویم: مژده باد به شما، من محمّد پیامبر شما هستم، شما در دنیا همان گونه بودید که گفتید، آنگاه با آب کوثر، آنها را سیراب مى‏کنم. آنها در حالى که سیراب و شادمان هستند از نزد من بروند، سپس وارد بهشت شوند، و در آن همیشه خواهند ماند.
اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 14-21



Copyright© 2003-2004 Berkeh.ir